![]() |
![]() |
|
| کلآّ سر کاری |
|
یه امشب شب عشقه
|
|
+ نوشته شده در
86/04/19ساعت 6:22 توسط امیررضا |
|
|
اینم از بهترین بازیکن جهان
![]() |
|
+ نوشته شده در
85/06/10ساعت 3:0 توسط امیررضا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
85/06/10ساعت 2:48 توسط امیررضا |
|
|
آسمون اگه عاشق زمین نبود تو کتاب زندگی حالا اسمی از بارون نبود
ماه به دنبال یک گمشده تو کهکشون سرگردون نبود دیگه هرگز نمی بارید رو تن تشنش اشکاش بی پایان نبود بگو همش یه خوابه این قصه سنگ و شیشه بگو بعد از سیاهی یه نوریه همیشه بگو همش خیاله این قصه سنگ و شیشه بگو برای فردا امیدیه همیشه ![]() |
|
+ نوشته شده در
85/06/09ساعت 2:25 توسط امیررضا |
|
|
ببین عشق چه ها می کند
عروسک رو از بچه جدا می کند |
|
+ نوشته شده در
85/06/04ساعت 18:10 توسط امیررضا |
|
|
اینجا آدما اگر چه فکر لحظه های دردن دلشون می خواد برای همه سادگی ببارن
|
|
+ نوشته شده در
85/06/04ساعت 3:34 توسط امیررضا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
85/06/04ساعت 3:23 توسط امیررضا |
|
|
توی مهتاب یه شب تابستون دستای سرد تو توی دستم
می گذشتیم با هم از آن کوچه شعر کوچه رو می خوندی توی گوشم توی گوش من یه صدا بود یه صدای آشنا بود که می گفتی سفر ازبیش تو هرگز نتوانم با هر ضربه دستم روی گیتار شکستم می خونم و می گم هنوزم عاشقت هستم با هر قطعه این شعر یه عالم خاطره دارم میخوام که بدونی هنوزم دوستت دارم تا نیایی به کنارم نمی تونم نمی خونم اینک اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!!
|
|
+ نوشته شده در
85/06/04ساعت 3:18 توسط امیررضا |
|
|
می گن این آقاهه رید تو بازی ایران
|
|
+ نوشته شده در
85/06/02ساعت 4:43 توسط امیررضا |
|
|
غروب که میشه یادت می افتم
یاد تو و اون خنده هات توی کوچه یاد تو و ناز و ادات پشت شیشه اینجا کجاست که هرکسی رنگ غروب میدونه دلش میگه نگو که نارنجی مال روزای پائیزمونه |
|
+ نوشته شده در
85/06/02ساعت 4:29 توسط امیررضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه دلم می خواد بهترین باشم ولی نمی شه
|
| نوشته های پیشین |
|
86/04/01 - 86/04/31 85/06/01 - 85/06/31 |
|
RSS
|